تبليغاتX
هياهو

اگر مدتها باشد که هیچ داستان خوبی درباره انقلاب اسلامی منتشر نشده باشد و هیچ نویسندهای هم درباره انقلاب اسلامی به صورت واقع بینانه قلم نزده باشد،تازه اگر بشنوی رمانی درباره انقلاب اسلامی به قلم یکی از متعهدترین نویسندگان انقلاب نوشته شده باشد، وقتی که برای این کتاب جشن رونمایی بگیرند و نویسندگان اصولگرای انقلاب همه جمع شوند و این اتفاق فرخنده را به فال نیک بگیرند و امیدوار باشند این رشته سر دراز داشته باشد، اگر همه روزنامه ها و سایت های اینترنتی که دغدغه انقلاب دارنداین کتاب را فصلی تازه در ادبیات انقلاب بدانند،تازه اگر بدانی با گذشت چند روز از نمایشگاه کتاب چاپ آن تمام می شود وغرفه داران نشر سوره مراجعان را به چاپ بعد از نمایشگاه حواله می دهند، آنوقت است حریص می شوی که حتما کتاب را بگیری و بخوانی، حتی اگر از دوستان کاربلد بشنوی که بعد از خواندن کتاب همچی اتفاق خاصی نمی افتد، باز هم دلیل نمی شود که از خیر خواندن کتاب( اسماعیل) نوشته امیرحسین فردی بگذری .

اميرحسين فردي

اما تازه بعد از خواندن کتاب است که می فهمی واقعاْ اتفاق خاصی نیفتاده است و تو یکی از آثار معمولی یکی از پیشکسوتان ادبیات داستانی را خوانده ای ، خب بعدش چی ؟ هیچی . آن وقت است که مجبور می شوی از غصه بترکی که چرا داستان خوبی درباره انقلاب نوشته نمی شود یا اگر کسی هم می نویسد بیشتر به نفع چپی ها می نویسد (منظور کتاب قطار ۵۷ رضا رئیسی است) آن وقت است که مجبوری تحمل کنی نیش و کنایه نویسندگان ضدارزشی را در روزنامه هایشان که آثار مبتذل خود را به رخ می کشند و هرچه بد و بیراه است نثار بچه مذهبی ها می کنند. آخر فقط با یک رضا امیرخانی که (تازه این یکی هم سعی دارد خودش را بین الطرفین نشان دهد) نمی شود هجمه ادبیات مبتذل و اباحه گر آن طرف را خاموش کرد .

باری رمان اسماعیل اگرچه خواندنش چیزی به خواننده اضافه نمی کند اما می تواند این امیدواری را به وجود آورد که نویسندگان آن را به مثابه فتح بابی محسوب کنند  و با مطالعه دقیق و محققانه با بهره گیری از همه تجربیات نسل انقلاب رمان خوبی در حد نام انقلاب بنویسند تا بتوان آن را جهانی کرد و به همه نشان داد ظرفیت های فرهنگی انقلاب اسلامی را .

نکته: در مطبوعات خواندم یکی از داستان های کتاب (داستان های شهر جنگی )به نام( نامه ای به خانواده سعد) در سایت عرب زبان ایلاف منتشر شده و مورد استقبال وسیع مردم عرب زبان قرار گرفته است. این موضوع نشان می دهد که ادبیات دفاع مقدس اگر براساس حق و حقیقت و فطرت انسانی نوشته شود قابلیت جهانی شدن را دارد .

پانوشت: نقدي بر رمان اسماعيل

پانوشت۱: ترجمه اسماعيل به انگليسي

پانوشت۳:آيا اسماعيل كتابي بود كه سالها جاي آن در رمان ما خالي بود؟

پانوشت۴: بزودي درباره بيوتن نيز خواهم نوشت.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 17:5 توسط رهنما |

امروز داشتم تکرار سریال روزهای حسرت کار سیروس مقدم را می دیدیم که یکدفعه از آن شاهکارهای  جناب کارگردان نظرم را جلب کرد .حتما یادتون هست که خانم وکیل (افسانه بایگان) به همراه شوهرش (فرامرز قریبیان) هوس کمی پیاده روی می کنند و بعد برای اینکه کمی هم در میان مردم باشند سوار اتوبوس می شوند.(تا اینجای کار ایرادی ندارد) از قضا زن و شوهر سوار اتوبوس های موسوم به ‌‌‌BRT می شوند که مشکل از اینجا شروع می شود چرا که اتوبوس مورد نظر نه از مسیر ویژه که میسر  میدان آزادی تا تهرانپارس را از اتوبان طی می کرد در حالی که نه از ایستگاه خبری بود نه از خط ویژه.. که البته این یک مورد از کرامات سیروس مقدم است و البته حسنی برای ایشان ، چرا که بعد از شاهکار سال گذشته وی (منظور سریال اغما است) و قدرت دادن به جناب شیطان در تهدید انسان ها به برخورد فیزیکی ،دیگر تغییر جزئی مسیر ویژه امری مهم محسوب نمی شود.خب حالا شهرداری مسیر ویژه رو برای خودش کشیده نه برای سیروس مقدم .کارگردان دوست داره اتوبوس‌‌‌‌‌‌  BRTرو مثلا تو اتوبان همت راه بندازه .

همانطور که میدونید سریال امسال این آقا بر اساس یک خواب بنا شده که می شود  از الان عاقبتش رو دونست .شیطونش هم پوریا پورسرخه

پی نوشت:این مطلب هیچ جنبه آسیب شناسی نداره .خودم از الان بگم.

پی نوشت۲:دوست گراميم جناب شريف زاده نقدي بر عملكرد معاونت سينمايي وزارت ارشاد نوشته كه 
مي  توانيد در اينجا و اينجا و اينجا بخوانيد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 19:58 توسط رهنما |

در آستانه هفته دولت ، رئیس جمهور و وزرا در خدمت مقام معظم رهبری بودند و ایشان رهنمودهای اساسی را به هیات دولت گوشزد کردند.طبق معمول همیشه روزنامه ها و احزاب آن بخش از سخنان رهبری را که به نفع خودشان بود  تیتر کردند.امروز که متن کامل صحبت های ایشان را می خواندم نکات جالبی را دیدم که کمتر به آن پرداخته شده بود و بخشی از آن را می آورم.

  • ما متأسفانه در برخي از اوقات گذشته، ميديديم كه بعضي از كساني كه مرتبط با مسئولين بودند يا حتي خودشان مسئول يك بخشي بودند، كأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل ديگران شرمنده اند و خجالت ميكشند كه حقايق انقلاب را بر زبان جاري كنند يا آنها را پيگيري كنند يا به آنها اهميت بدهند! اين براي يك جامعه خيلي بلاي بزرگي است؛ اين را شما نداريد.
  •  اين<حمایتها> به معناي چشم بستن بر ضعفهاي دولت هم نيست. بالاخره شما هم بشريد، نقص داريد، ضعفهايي هم داريد؛ كارهايي را ميخواسته ايد انجام بدهيد، ولي انجام نگرفته؛ كارهايي را به فكر نبوده ايد و به ذهنتان نبوده، بايد متوجه آنها بشويد و انجام بدهيد؛ كه در جلسات خصوصي با آقاي رئيس جمهور و با بعضي از مسئولين ديگر و در بسياري از جلسات عمومي - مثل همين ديدارهاي دولت و غيره - هم گفته شده. البته آن حمايت هم بجاي خودش محفوظ است و هست.
  • يكي مسأله ي رعايت قوانين است. قانون را اهميت بدهيد. قانون - وقتي كه با ساز و كار قانون اساسي پيش رفت - حتميت و جزميت پيدا ميكند. ممكن است همان مجلس يا دولت يا ديگران مقدماتي فراهم كنند كه آن قانون عوض بشود - با طرحهايي كه در مجلس مي آيد، با لوايحي كه دولت ميدهد، با تصميم سازيهايي كه در بخشهاي مختلف انجام ميگيرد - عيبي ندارد؛ اگر قانون نقص دارد، ضعف دارد و غلط است، عوض بشود؛ اما تا مادامي كه قانون، قانون است، حتماً بايستي به آن عمل بشود و به آن اهميت داده بشود. من اين را تأكيد مي كنم. در بخشهاي مختلف همين جور است
  • نظارت بر زيرمجموعه هم خيلي مهم است. من اصرار و تأكيد دارم كه شما دوستان عزيز - كه مسئولان بالا و مديران ارشد هستيد - مسأله ي نظارت بر زيرمجموعه ي خودتان را بسيار اهميت بدهيد. چشمهاي بينا و بصير و باز شماست كه وقتي در دائره ي مسئوليتتان ميچرخد، ميتواند صحت كار و پيشرفت كار را تضمين كند. اگر چنانچه شما غفلت كرديد، ممكن است در همان بنظارت بر زيرمجموعه هم خيلي مهم است. من اصرار و تأكيد دارم كه شما دوستان عزيز - كه مسئولان بالا و مديران ارشد هستيد - مسأله ي نظارت بر زيرمجموعه ي خودتان را بسيار اهميت بدهيد. چشمهاي بينا و بصير و باز شماست كه وقتي در دائره ي مسئوليتتان ميچرخد، ميتواند صحت كار و پيشرفت كار را تضمين كند. اگر چنانچه شما غفلت كرديد، ممكن است در همان بخشي كه غفلت كرده ايد نابساماني انجام بگيرد.خشي كه غفلت كرده ايد نابساماني انجام بگيرد.
  • يكي مسأله ي پيگيري مصوبات است؛ بخصوص مصوبات سفرها و وعده هايي كه داده ميشود. شما به جايي مسافرت ميكنيد؛ مثلاً گفته ميشود دولت صد يا دويست مصوبه براي آن جا داشت؛ بايد به طور جد دنبال كنيد كه اينها تحقق پيدا بكند. خب، ميدانيد كه بنده در زمينه ي آمارگيري و آماردهي زيرمجموعه ها به مسئولان بالا، تجربه ي طولاني اي دارم - هم در دوره ي رياست جمهوري، هم بعد از آن - زياد اتفاق افتاده كه مي آيند و گزارش ميدهند كه آقا! اين كار شد، اين كار شد، اين كار شد! وقتي انسان نزديك ميرود، مي بيند كه گزارش دروغ نيست، اما درست هم نيست. يك نكته اي در اين هست؛ به شما دروغ نگفته اند، اما آني كه شما ميخواهيد، اتفاق نيفتاده و انجام نگرفته است! پس مواظبت كنيد كه آن چيزي كه شما ميخواهيد، انجام بگيرد. گزارشهاي مكتوبي كه همراه با آمار و ارقام به ما ميدهند، ممكن است در آنها چنين اختلالي وجود داشته باشد. لذا بايد خيلي بادقت و احتياط و وسواس، اين مصوبات - بخصوص وعده هايي كه به مردم داده ميشود - تعقيب بشود و پيگيري بشود.
  • مسأله ي بعدي، تعامل نظام مند با نخبگان و اهل نظر - حتي مخالفين - است؛ با اينها هم بايد تعامل كرد. نخبگان جامعه را نبايد فراموش كرد. من اعتقادم اين است كه بر طبق فرمايش مولاي متقيان، آن جايي كه بين خواست نخبگان و خواست مردم - عامه ي مردم - تعارض وجود دارد، خواست عامه ي مردم مقدم است؛ اين هماني است كه در نامه ي معروف حضرت و فرمان معروف حضرت به مالك اشتر، به اين معنا تصريح شدهاست.
  •  يكي هم توجه به مقوله ي فرهنگ است كه خيلي مهم است. البته خب، كارهايي شده؛ گزارشي هم كه دادند، اشاره اي به اين معنا داشت؛ بنده هم در جريان بسياري از كارها هستم؛ اما در عين حالا مقوله ي فرهنگ، بسيار مقوله ي مهمي است؛ همان طور كه بارها گفتيم مثل هوايي است كه انسان در آن تنفس ميكند. همه - بزرگ، كوچك، بالا، پائين، قشرهاي مختلف، مسئول، غيرمسئول - در فضا تنفس ميكنند. اين فضا را درست كنيد، تا همه سالم تنفس كنند.
    به انتقادها هم توجه كنيد؛ البته بعد هم عرض خواهم كرد. انتقاد با تخريب فرق دارد. متأسفانه خيليها تخريب ميكنند، ولي اسمش را ميگذارند انتقاد. آن جايي كه واقعاً انتقاد است و كساني با نظر خيرخواهانه، نقاط مثبت كاري را توجه ميكنند و نقاط اشكالش را هم ذكر ميكنند، اينها را با سعه ي صدر گوش بدهيد؛ نه اين كه همه جا قبول كنيد - چون ممكن است آن منتقد اشتباه كرده باشد - اما گوش كنيد تا آن جائي كه واقعاً درست است از شما فوت نشود. اينها چيزهايي است كه قبلها عرض كرده ايم؛ حالا هم تأكيد ميكنيم. به بعضيها توجه شده، بعضي را هم بايد بيشتر توجه بكنيد
  • نقشه ي راه، سند چشم انداز است. سند چشم انداز را هيچ نبايستي مورد غفلت قرار داد. اين حقيقتاً يك سند واقعي و يك نقشه راه حقيقي است. بايد دستگاههاي نظارتي خودتان را محاسبه كنيد. حالا ديگران ممكن است نظارت بكنند، ممكن است نكنند؛ ممكن است نظارتشان درست باشد، ممكن است ناقص باشد؛ اما در درون خود مجموعه ي قوه ي مجريه - كه نقشش در رسيدن به اهداف چشم انداز، بسيار حساس است - دستگاههاي نظارتي را فعال كنيد، بعد ساز و كارهاي نظارتي را بكار بيندازيد تا ببينيم برنامه ها و سياستها چقدر جلو رفته؛ يعني اينجور نباشد كه سال دهم سند چشم انداز، نگاه كنيم و ببينيم پيشرفتي پيدا نكرده ايم؛ نه، بايستي اينها را مرتباً رصد كنيد كه معلوم شود چقدر پيش رفته ايم و چقدر به آن اهداف نزديك شده ايم و چقدر زمينه ها فراهم شده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 23:28 توسط رهنما |

باخبر شدم که دوست ارجمندم عباس که وبلاگ  جورچین سیاسی را اداره می کنه عصر دیروز با موتور تصادف کرده و هم اکنون در بیمارستان معیری بستری است .امیدوارم که هر چه سریع بهبودی حاصل شود.
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 22:46 توسط رهنما |

 کانون رهپویان وصال که توسط سید محمد انجوی نژاد اداره می شود در راه تشکیلاتی شدن قدم بر می دارد.این محفل که با انفجار چند ماه گذشته نامش بیش از پیش بر سر زبان ها افتاده است در صدد است تا کار تشکیلاتی و اصل اطاعت از دستورات آن را در اذهان اعضای خود مقدم بر هر چیزی القا نماید و بدین صورت نیروهایی آماده برای اجرای برنامه های خود داشته باشد.

انجوي نژاد

ناگفته نماند برادر  آقای انجوی نژاد که مسئول فنی سایت این کانون می باشد عضو شرکت صهیونیستی سارینا است که عقاید به اصطلاح فرا مذهبی دارند(اینجا) و متهم به بهاييت  است .اين فرد در يكي از سفرهاي مقام معظم رهبري به مشهد با مقادير زيادي مواد منفجره دستگير شده بود.

البته بر اساس تحيقات انجام شده درباره خود انجوي نژاد نيز مشخص  نشده است كه وی در كدام حوزه علميه درس خوانده و در چه تاريخي ملبس به لباس روحانيت شده است.

اخيرا در شوراي فرهنگ عمومي  جزوه اي به نام اعتماد به نفس ملي تهيه شده است كه بدون نام خدا آغاز شده و بر اساس نظريات غربي تاليف گرديده.در تهيه اين جزوه برخي از اعضاي كانون رهپويان وصال مشاركت داشته اند.

+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 22:59 توسط رهنما |