این مطلب را در وبلاگ شق القلم دیدم و به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم.امیدوارم مورد توجه واقع شود.
-
صلوات بر محمد و آل محمد...
چراغ
های مسجد دسته دسته روشن می شوند. الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد.
آقا
سید مهدی که از پله های منبر پایین می آید، حاج شمس الدین – بانی مجلس - هم کم کم
از میان جمعیت راه باز می کند تا برسد بهش. جمعیت هم همینطور که سلام می کنند – و
بعضی خم می شوند که دستش را ببوسند – راه باز می کنند تا دم در مسجد.
وقت
خداحافظی، حاجی دست می کند جیب کتش...
- آقا
سید، ناقابل، اجرتون با صاحب اصلی محفل...
- دست
شما درد نکند، بزرگوار!
سید
پاکت را بدون اینکه حساب کتاب کند، می گذار پر قبایش. مدتها بود که دخل را سپرده
بود دست دیگری!
- آقا
سید، حاج مرشد شما رو تا دم در منزل همراهی می کنن...
حاج
مرشد، پیرمرد پنجاه شصت ساله، لبخندزنان نزدیک می شود.
التماس
دعای حاج شمس و راهی راه...
***
زن،
خیلی جوان نبود. اما هنوز سن میانسالی اش هم نرسیده بود. مضطرب، این طرف آن طرف را
نگاه می کرد. زیر تیر چراغ برق خیابان لاله زار، جوراب شلواری توری، رنگ تند لب
ها، گیس های پریشان... رنگ دیگری به خود گرفته بود.
دوره و
زمونه ای نبود که معترضش بشوند... مگر کسی که مشتری باشد!
***
- حاج
مرشد!
- جانم
آقا سید؟
- آنجا را
می بینی؟ آن خانم...
حاجی
که انگار تازه حواسش جمع آن طرف خیابان شده بود، زود سرش را انداخت پایین.
- استغفرالله
ربی و اتوب الیه...
سید
انگار فکرش جای دیگری است...
- حاجی،
برو صدایش کن بیاید اینجا.
حاج
مرشد انگار که درست نشنیده باشد، تند به سیدمهدی نگاه می کند:
- حاج
آقا، یعنی قباحت نداره؟! من پیرمرد و شمای سید اولاد پیغمبر! این وقت شب... یکی ببیند نمی
گوید اینها با این فاحشه چه کار دارند؟
- سبحان
الله...
سید
مکثی می کند.
- بزرگواری
کنید و ایشون رو صدا کنید. به ما نمی خورد مشتری باشیم؟!
حاج
مرشد، بالاخره با اکراه راضی می شود. اینبار، او مضطرب این طرف و آن طرف را نگاه
می کند و سمت زن می رود. زن که انگار تازه حواسش جمع آنها شده، کمی خودش را جمع و
جور می کند. به قیافه شان که نمی خورد مشتری باشند! حاج مرشد، کماکان زیرلب
استفرالله می گوید.
- خانم!
بروید آنجا! پیش آن آقاسید. باهاتان کاری دارند.
زن، با
تردید، راه می افتد.
حاج
مرشد، همانجا می ایستد. می ترسد از مشایعت فاحشه!
...
زن
چیزی نمی گوید. سکوت کرده. مشتری اگر مشتری باشد، خودش...
- دخترم!
این وقت شب، ایستاده اید کنار خیابان که چه بشود؟
شاید
زن، کمی فهمیده باشد! کلماتش قدری هوای درد دل دارد، همچون چشمهایش که قدری هوای
باران:
- حاج
آقا! به خدا مجبورم! احتیاج دارم...
سید؛
ولی مشتری بود!
پاکت
را بیرون می آورد و سمت زن می گیرد:
- این،
مال صاحب اصلی محفل است! من هم نشمرده ام. مال امام حسین است... تا وقتی که تمام
نشده، کنار خیابان نایست!
...
سید به
حاجی ملحق می شود و دور...
انگار
باران چشم های زن، تمامی ندارد...
***
چندسال بعد...نمی دانم چندسال... حرم صاحب اصلی
محفل!
سید،
دست به سینه از رواق خارج می شود. زیر لب همینجور سلام می دهد و دور می شود. به در
صحن که می رسد، نگاهش به نگاه مرد گره می خورد و زنی به شدت محجوب که کنارش
ایستاده. مرد که انگار مدت مدیدی است سید را می پاییده، نزدیک می آید. خم می شود و
بوسه ای بر دست سید و عرض ادبی.
- زن
بنده می خواهد سلامی عرض کند.
مرد که
دورتر می ایستد، زن نزدیک می آید و کمی نقاب از صورتش برمی گیرد که سید صدایش را
بهتر بشنود. صدا، همان صدای خیابان لاله زار است و همان بغض:
- آقا
سید! من را نشناختید؟ یادتان می آید که یکبار، برای همیشه دکان مرا تعطیل کردید؟
همان پاکت... این مرد، شوهر من است و چند روزی است که مشرف شدیم زیارت... آقا سید!
من دیگر... خوب شده ام!
این
بار، نوبت باران چشمان سید است...
سید
مهدی قوام / از روحانی های اخلاقی دهه 40 تهران / یکی تعریف می کرد: روزی که جنازهی
سید مهدی قوام را آوردند قم که دفن کنند، به اندازهی دو تا صحن بزرگ حرم حضرت معصومه
کلاه شاپویی و لنگ به دست آمده بودند و صحن را پر کرده بودند. زار زار گریه می کردند
و سرشان را می کوبیدند به تابوت...
اصل داستان را در http://glasswindow.blogfa.com/post-17.aspx بخوانید.
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 12:30 توسط رهنما
|
خبرگزاري
فارس: شب شعر عاشورايي «رندان تشنهلب» در تالار انديشه حوزه هنري برگزار
شد و طي آن شاعران و مداحان عاشورايي اشعاري را در رثاي شهداي كربلا قرائت
كردند.
به
گزارش خبرنگار فارس، در اين شب شعر شاعران و مداحاني چون «علي
معلمدامغاني»، «يوسفعلي ميرشكاك»،«علي مجاهدي»،«علي انساني»،«سعيد
حداديان»،«محسن زهتاب»،«سهرابي نژاد»،«حسين اسرافيلي» و ... حضور داشتند.
در ابتداي اين مراسم قطعاتي از نوحهخواني مرحوم اكبر ناظم پحش شد و
سپس علي مجاهدي دو قطعه درباره حضرت اباعبدالله قرائت كرد كه بخشهايي از
آن ميآيد:
از قيام كربلا اين درس را آموخت بايد
ظلم را نتوان ز پا انداخت الا ايستاده
اين پيام تكسوار ظهر عاشوراست ياران
مرگ در فرهنگ ما زيباست اما ايستاده
وي در شعر ديگري به ترسيم حال و هواي شب عاشورا پرداخت و چنين خواند:
آن شب كه بود فرصت دعا فقط
گل كرد در قنوت شما ربنا فقط
تابيده بود عشق به دلها و ميوزيد
عطر زلال نافله از خيمهها فقط
يك كاروان دلير ولي روي نيزههاست
سرهايتان در اين سفر از هم جدا فقط
منظومه بلند شهادت سرودني است
با حنجر بريده سر نيزهها فقط
تو مرگ را به سخره گرفتي كجا رواست
تا نام تو خلاصه شود در عزا فقط
افتاده از نفس جرس اي همنفس بيا
يك شيون است فاصله تا نينوا فقط
در ادامه اين مراسم سهرابي نژاد چند قطعه رباعي را قرائت كرد كه به شدت حاضران را تحت تاثير قرار داد:
هفتاد دو آينه به سنگ آمده بود
ميدان ز نبرد به تنگ آمده بود
ننگ است برابر ستمگر تسليم
شش ماهه شيعه هم به جنگ آمده بود
قربان مرام و سر بي پيكر تو
سرها به فداي سر بي پيكر تو
از داغ گل و قبيله سوختگان
داريم دلي چو پهلوي مادر تو
او را كه فشرده در بغل چون جانش
او مانده فقط ز جمع سربازانش
با مصحف كوچكش به جنگ آمده بود
شش آيه بيشتر نداشت قرآنش
در ادامه اين مراسم محسن زهتاب، اميري اسفندياري، علي معلمدامغاني،
علي انساني، حسين اسرافيلي،سعيد حداديان، يوسفعلي ميرشكاك اشعار خود را
قرائت كردند.
همچنين اشعاري نيز از مرحوم قيصر امين پور توسط مجري برنامه قرائت شد.
در ايتداي برنامه مجري، مراسم را جلسه روضه امام حسين (ع) عنوان كرد و در طول مراسم نيز صداي گريه حاضران در مجلس به گوش ميرسيد.
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 12:27 توسط رهنما
|
خبرگزاري
فارس: مصطفي ملكيان با انتقاد از روشنفكران ديني در اصل دانستن مدرنيته در
برابر اسلام، بر عدم اطلاق عنوان روشنفكر ديني بر خود تاكيد كرد و با
اشاره به سخني از ابن عربي گفت: به نظر من روشتفكران ديني مريد هستند.
به
گزارش باشگاه خبري فارس «توانا»، به نقل از ضميمه هفتگي روزنامه اعتماد
ملي(87/10/28/) مصطفي ملكيان درباره اطلاق عنوان روشنفكر به خود گفت: اگر
از روشنفكر ديني چيزي به ذهن شما متبادر ميشود كه حاصل مواجهه و آشنايي و
انس شما با روشنفكران ديني كشور ما باشد،نميتوان بنده را روشنفكر ديني
دانست.
وي تصريح كرد: روشنفكر ديني به كساني اطلاق ميشود كه مفاهيم و
نظريات و آموزههاي دنياي مدرن را از دل كتاب و سنت متون ديني استخراج
ميكند. به زبان صريحتر روشنفكران ديني ريشه هر چيز خوب را كه در مدرنيته
ميبينند،در مجموعه متون مقدس پيدا ميكنند و به جامعه نشان ميدهند و آن
را جزو اصل و ذات دين معرفي ميكنند.
ملكيان افزود: از طرف ديگر هر چيزي را كه در متون مقدس با چيزهاي خوب
مدرنيته ناسازگار ميبينند جزء عرضيات و فرعيات دين معرفي ميكنند و
ميگويند كه اين اصول جهانشمول و فراتر از زمان و مكان نيستند و جزو امور
مقطعي و موضعي هستند.
ملكيان درباره روشنفكران ديني نيز گفت: من به رغم احترامي كه براي
روشنفكران ديني قائل هستم و ميدانم كه در كارنامه آنها چيزهاي آموختني به
وفور وجود دارد،اما وقتي در اصل پروژه روشنفكر ديني تامل ميكنم،ميبينم
كه روشنفكران ديني ما به واقع،مدرنيته را اصل گرفتهاند و براي هر چيز
مقبولي كه در آن يافت ميشود مابه ازايي در قران و سنت هم پيدا كردهاند.
نويسنده كتاب «راهي به رهايي» درباره نحوه عمل روشنفكران ديني در
برابر متن ديني افزود: روشنفكران ديني چيزي را كه خود ميخواهند از متن
مقدس بيرون ميكشند. محي الدينابنعربي از استاد خودش نقل ميكند كه از
او پرسيدند مريد كيست و پاسخ داد كه: مريد آن كسي است كه هر چه دلش بخواهد
را از قران بيرون ميكشد. به نظر من روشنفكران ديني ما نيز بدين مفهوم
هستند. آنها آنچه را كه از مدرنيته ميپسندند از دل قرآن و روايات استخراج
ميكنند. به نظر من اين كار تصنعي و متكلفانه و با زير پا گذاشتن اصول
تفسير صورت ميگيرد. به نظر من در يك صورت پروژه روشنفكري ديني ميتوانست
بسيار موفق باشد كه البته اين مطلوب هم در واقع امر تحقق پيدا نميكند.
وي درباره رفتار مطلوبي كه روشنفكران ديني بايد داشته باشند نيز
گفت:مطلوب اين بود كه روشنفكران ما بدون ذرهاي التفات به مدرنيته،يك
متدولوژي ارائه دهند كه بر اساس آن قادر باشيم تا آيات و روايات جهانشمول
و محلي را از هم جدا كنيم.در اين متدولوژي نبايد به آنچه در مدرنيته خوب و
بد تلقي ميشود،توجه داشت. اين متدولوژي بايد مستقل باشد تا وراي آن
دريابيم كه آيات و روايات ما كداميك جزو اصول جهانشمول اسلام است . كداميك
به زمان و مكان اختصاص دارد. به اين ترتيب بايد چيزهايي را كه در مدرنيته
قابل دفاع است(ضروريات) از چيزهاي غيرقابل دفاع(غير ضرويات) با يك
متدولوژي كه قابل ارجاع به متون ديني و مذهبي نباشد،جدا كرد.در مرحله بعد
بايد نگاه كرد و ديد كه آيا هر چيزي كه در مدرنيته مطلوب است،در مدرنيته
هم جزء امور جهانشمول است و صرفا چيزهايي كه در متون مقدس جزو موارد مقطعي
تشخيص داده شد، با وجود مطلوب مدرنيته ناسازگاري دارد يا خير؟
ملكيان درباره هدف نهايي اين عمل براي روشنفكران ديني گفت: شما اصلا
نبايد كاري داشته باشيد كه امروزه بر اساس تفكر مدرن چگونه بايد با
زنهايتان برخورد كنيد.شما بايد بگوييد كه فلان آيه در متن دين آيا جزو
مسائل جهانشمول است يا مقطعي.
وي خطاب به روشنفكران ديني گفت: به مذاق مدرنيته كاري نداشته باشيد و
با يك متدولوژي مستقل بگوييد كه اين آيه از كدام دسته آيات است،جهانشمول
يا مقطعي؟پس اگر با متدولوژي مستقل ما روشن شد كه اين آيه جزو امور مقطعي
مربوط به زمان خاصي است آنگاه ميتوان گفت كه در اسلام هم اين احكام جزو
مسائل جهانشمول نيست و لذا مدرنيته و دين سازگار هستند.
وي درباره مواجهه روشنفكران ديني با اين روش افزود: اما در واقع
روشنفكران ديني ما هيچ وقت حاضر نشدند با يك متدولوژي مستقل ، امور
جهانشمول را از امور مقطعي جدا كنند و با يك متدولوژي مستقل ديگر وجوه
مثبت و منفي مدرنيته را از يكديگر تمييز دهند.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 15:29 توسط رهنما
|
استاد جامعهشناسي دانشگاه تهران گفت كتاب «رسانه شيعه» روايت درد و داغ هزار ساله شيعه علي (ع) است.
به
گزارش خبرنگار فارس، صديق سروستاني در ابتداي اين نشست با خواندن متني
درباره كتاب گفت: محسن حسام مظاهري تحفهاي آورده كه به درستي آن را
«رسانـه شيعه» نام كرده و صورت هاي گوناگون آئينهاي سوگواري و هيئتهاي
مذهبي ايراني را از آغاز تا امروز و فراز و فرودهاي شكلي و محتوائي آنها
را نوشته است. آن چه در كتاب «رسانه شيعه» آمده، نقل و شرح و نقد انواع
عزاداري شاه شهيدان در تاريخ ايران است و اين روزها مطالعه اين كتاب شايد
واجبتر از نشستن و گوش سپردن به قصه مشك آب و تير سه شعبه و تيغ و شمشير
و سرشماري لشكر يزيد ملعون و هنر نمائيهاي ذوالجناح باشد.
وي در ادامه گفت: من البته كتاب رسانه شيعه را همان طور كه خود مؤلف
نيز يادآوري كرده، حرف آخر او در كار جامعهشناسي آئينهاي سوگواري و
هيئتهاي مذهبي در ايران نميدانم، چنانكه فصل دوم به بعد كتاب را تلاشي
بهتر و بيشتر براي نزديكتر كردن محتواي مباحث به جلوههاي جامعه شناسي
ميدانم، از قلم تواناي او انتظار دارم همان گونه كه قلم و فكرش به موارد
ديگري كه از او خواندهام، به ادعايش كاملا وفادار است، در اين مورد خطير
نيز به داعيه جامعهشناختي بودن كار خود و تحليلي بودن آن بيشتر بيانديشد
و حق را در اين مورد نيز به جا آورد و همت را و منت را تمام كند. از همه
مهمتر اين كه نخست شرح مبسوطي بياورد كه چه ساختارها و مطالبات و حتي
منافعي موجبات شكلگيري آئينههاي سوگواري شيعه علي (ع) را از آغاز رقم
زده است و دلايل ادامه و تكثر انواع آن را بنويسد.
استاد جامعهشناسي دانشگاه تهران درباره نويسنده كتاب گفت: اين
محسن حساممظاهري هم براي خودش پديدهاي است و از جمله جواناني است كه من
آنها را ثمره شجره طيبه انقلاب بزرگ اسلامي
ميدانم كه اگر چه قليلاند اما نماد تحقق آرمانهاي آن نهضت عظيم انساني و فرهنگياند.
وي افزود: و اينك محسن حساممظاهري است كه روايت درد و داغ هزار ساله
شيعه علي(ع)ميكند كه بر غربت شاه خونين جگران و ايل و تبار او ميگريد و
جور و جفائي كه مسلمانان نسلهاي نخستين بر فرزندان او (ص) كه بنيان
مسلماني را بر شانههاي زخم خورده خويش استوار كرد، رقم زده است. درد و
داغي كه بر سر علمها و بيرقها رفته و از ناله طبل طبالان بر آمده است و
تخم محبت آلعلي(ع) را كه بر زمين افتاده بود با اشك خويش به جوانههاي نو
به نو آورده و به هر چه ممكن (درست و غلط ) آويخته تا از چهره تاريك و شوم
ظالم نقاب بر گيرد و زخم جفاي او را از چهره مظلوم بشويد.
صديق سروستاني در ادامه با ذكر پرسشهايي درباره سيره اهل بيت و
عزاداري هاي ايشان از نويسنده تقاضا كرد در نسخه تجديدنظر شده كتاب به
آنها پاسخ داده شود.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 17:28 توسط رهنما
|
نويسنده
كتاب «رسانه شيعه» عزاداري شيعيان را از جمله آيينهايي دانست كه در مسير
تكوين و حيات خود به عنصري از فرهنگ و دينداري عامه تبديل شده است.
به
گزارش خبرگزاري فارس، محسن حساممظاهري نويسنده كتاب «رسانه شيعه» در نشست
رونمايي كتاب «رسانه شيعه» گفت: هدف و مقصد اصلي من در اين كتاب بررسي،
تحليل و فهم منطق تغييرات و تطورات مناسكي ـ گفتماني مجالس و آيينهاي
عزاداري شيعيان ايراني در طول تاريخ و خصوصاً در دوران معاصر است و اين كه
آيا ميتوان اين تغييرات را تابع الگويي تجربي ـ نظري دانست يا نه؟
رويكرد اصلي و بنيانيام در اين راستا بررسي اين مجالس و آيينها به
مثابه پديدهاي اجتماعي است؛ پديدهاي در متن و بطن جامعه كه تغييراتاش
هم متأثر از تغييرات جامعه در ادوار مختلف است.
وي در ادامه افزود: عزاداري شيعيان از جمله آيينهاي دينداران است
كه گرچه تأسيس آن با امامان شيعه بوده،اما در مسير تكوين و حيات خود به
عنصري از فرهنگ و دينداري عامه تبديل شده است. چنين است كه در مقاطع
تاريخي مختلف به تبع متغيرهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي صورتهاي نويني را
پذيرا شده است. صورتهايي كه حاصل ابداع و ابتكار دينداران و در پاسخ به
خلأها و نيازهايي كه براي تكميل و بسط دينداري خود حس ميكردهاند. نتيجه
آن كه امروز با طيف متنوعي از آداب و رسوم و آيينهاي مختلف ذيل اين پديده
مواجهايم كه جملگي به ابتكار دينداران پديد آمدهاند؛ بيآنكه از سوي
دين تشريع
مستقيمي در اين زمينه شده باشد.
وي درباره نگارش كتاب نيز گفت: «رسانه شيعه» در حقيقت ويراست سوم
پژوهشي است كه نقطه آغازش سال 1381 بود و يك تحقيق كلاسي ساده كه نهايتاً
به پژوهشي انجاميد كه كارفرمايش كميسيون اجتماعي دبيرخانه شوراي عالي
انقلاب فرهنگي بود. منبع اصلي اين پژوهش تكيه بر توشه ارزشمند مشاهدات و
تجارب زيسته شخصي به علاوه مجموعه وسيعي از يادداشتها و آرشيو محصولات
و كالاهاي فرهنگي هيأتهاي مذهبي بوده است.
حساممظاهري درباره دغدغههاي خود پيش از انتشار كتاب گفت: تا يكي
دو سال پيش قصد انتشار عمومي اين پژوهش در قالب كتاب را نداشتم. دليل اول
آنكه مخاطب اصلي پژوهش مديران، تصميمگيران و سياستگذاران فرهنگي كشور
بودند. اين پژوهش ميتوانست با ارايهي مدلي نسبتاً جامع شناخت لازم براي
فهم وضعيت كلي هيأتهاي مذهبي و روند تغييرات در آنها را به ايشان ارايه
دهد و در سياستگذاريها و برخوردها چشماندازهايي نوين در اختيارشان قرار
دهد.
وي افزود: دليل دوم به فضاي عمومي جامعهي مذهبي بر ميگشت و بيم
آنكه برخي مباحث كتاب از سوي قشرهايي از ايشان بد فهم شده، سوءتفاهمهايي
را به دنبال آورد و توجه مخاطبان را از مقصد و هدف اصلي به خواشي پديد
آمده معطوف سازد. سوگمندانه هنوز اين باور در بين قشر عظيمي از دينداران
جامعه طرفدار دارد كه هر سنخ عقلورزي در شناخت و تحليل زندگاني حضرت
اباعبدالله (ع) و واقعهي عاشورا و مقولات مرتبط با ايشان (نظير عزاداري)
را دور از ساحت آن امام همام دانسته تقبيح ميكنند و مطرود و محكوم
ميدانند!
نويسنده كتاب با اشاره به دلايل تصميم به انتشار كتاب گفت: دلايلي
چند در اين تغيير مؤثر بودند از جمله ظهور و رواج فضاي عمدتاً تبليغاتيـ
رسانهاي آسيبشناسي عزاداري در يكي دو سال گذشته و طرح مباحثي تحت اين
عنوان كه عموماً فاقد ارزش و عمق علمي بودند و ضرورت طرح ديدگاهها و
منظرهايي نظري و جامعهشناختي را مضاعف مينمودند. دليل اصلي ديگر البته
به جهت مقابله با بداخلاقيهايي بود كه متأسفانه برخي قلم به دستان و
صاحبان رسانه به دفعات مرتكب شدند و آن نقل و انتشار پارهاي مباحث اين
كتاب در جرايد و حتي در همايشهاي علمي به نام خود و ديگراني غيرصاحب اين
قلم بود. تكرار اين بداخلاقيهاي تأسفبرانگيز كه با نقاب فعاليتهاي
مذهبي و علمي صورت ميگرفتند نهايتاً من را به پيگيري انتشار كتاب مصمم
ساخت.
بر اساس اين گزارش سيدحسن ميركريمي مدير انتشارات چاپ و نشر بين
الملل نيز در اين نشست گفت: استنباط من اين است كه كتاب «رسانه شيعه» يك
دغدغه جدي براي مؤلف، ناشر و اصحاب رسانه است.مسئله پيام عاشورا شايد از
عزاداري در روز عاشورا مهمتر باشد چرا كه در طي قرون گذشته نهضت عاشورا يك
الگوي واقعي براي ملتها بوده است.پيروزي انقلاب اسلامي و وقوع دفاع مقدس
در دوران معاصر شكل جديدي از الگوگيري از واقعه عاشورا را ارائه كرده است.
وي در ادامه افزود: شيعه با جريان عزاداري و پيام عاشورا به بسياري
از اهداف خود رسيده است. اين يك دغدغه است كه اين مساله به انحراف كشيده
نشود و مؤلف نيز با اين دغدغه به نگارش كتاب پرداخته است.
ميركريمي در گفت: اميدوارم اين كتاب در حوزههاي آكادميك و حوزوي
جرياني را شروع كند تا به صورت جدي به اين مساله پرداخته شود و دغدغههاي
مقاممعظمرهبري در اين باره برطرف شود.
ناصر هاشمزاده نيز در اين نشست با اشاره به جمله "كل يوم عاشورا و
كل ارض كربلا" گفت: اينك ائمه شيعه هيچ كدام حادثهاي چون كربلا را ايجاد
نكردند به اين دليل بود كه كه كربلا آغاز شده بود و ما در تاريخ كربلا
قرار گرفتهايم.
وي گفت: آيا رسانه شيعه همين مجالس سوگواري و هياتهاست؟شيعه اگر
رسانهاي بررسي شود بايد گفت كه شيعه به وسيله سوگواري شناخته شده است اما
اگر با تعاريف جامعهشناسان و مردمشناسان نگاه كنيم تبديل به موزهاي
ميشود كه ديگران بايد تماشايش كنند در حالي كه شيعه موزه نيست بلكه يك
جريان پويا و فعال به آن معنا كه امام حسين(ع) و ائمهاطهار مطرح كردند،
است
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 17:27 توسط رهنما
|
مدير گروه ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) گفت: قويترين،معتبرترين و
متبحرترين مراكز شيعهشناسي جهان با اسرائيل در ارتباطند وتداوم مطالعات
مربوط به شيعهشناسي با تاكيد بر مباحثي كه مقاومت را ايجاد ميكند در غرب
ادامه دارد.
به
گزارش خبرنگار فارس حسامالدين آشنا در نشست رونمايي كتاب «رسانه شيعه»
گفت: اين كتاب آغاز راهي براي گشوده شدن تحقيقات جدي در يكي از سازههاي
هويتي مردم ايران و جهان شيعه است.
وي افزود: اگر به گفتارهايي كه از رهبر فقيد انقلاب در باب عزاداري
و عاشورا نقل شده نگاه كنيم متوجه ميشويم كه بدون چنين تحقيقاتي نميتوان
به عمق سخنان رهبر فقيد انقلاب پي برد.
وي در ادامه گفت: در بحث ارتباطات ديني رويكردهايي وجود دارد كه ما
به آن نپرداختيم. شرقشناسان و ايرانشناسان معاصر كه با چرايي انقلاب
اسلامي مواجه شدهاند سعي كردند با رويكرد جامعهشناسانه و ارتباطي به اين
سؤال پاسخ دهند. آنان گفتند در شبكه مذهبي ايرانيان استعداد بالقوهاي
وجود داشت كه روحانيت توانست آن را به فعل تبديل كند. بيش از آن كه ما به
مسئله عزاداري بپردازيم شرقشناسان و ايرانشناسان غربي اين كار را انجام
دادهاند. در اسرائيل كنفرانسي تشكيل شد و در آن عزاداري را رمز بقاي شيعه
تشخيص دادند.
استاد ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) درباره مراكز شيعهشناسي گفت: قويترين،معتبرترين و متبحرترين
مراكز شيعهشناسي جهان مستقيم يا غيرمستقيم با اسرائيل در ارتباطند.
تداوم مطالعات مربوط به شيعهشناسي با تاكيد بر مباحثي كه مقاومت را ايجاد
ميكند در غرب ادامه دارد.
آشنا در ادامه اين نشست درباره كتاب «رسانه شيعه» گفت: چيزي كه فاقد
آن هستيم مطالعات بومي درباره آن چيزي است كه داريم و بايد به آن
بپردازيم. اهميت كار نويسنده توجه به يك مسئله بنيادي در فرهنگ ما است.
وي افزود: من با عنوان كتاب مشكل دارم. هياتهاي مذهبي رسانه شيعه نيستند بلكه آيين شيعه هستند.
مطالعات مربوط به هياتهاي عزاداري در اين كتاب كاملا جايش خالي است و
رويكردهاي ارتباطات ديني بسيار متفاوت از رويكردي است كه در كتاب
ميبينيم.اين رويكرد ارتباطات آييني است كه ميتواند فهم ما را از عاشورا
درست كند. نويسنده احتياج دارد در چاپ آينده كتاب رويكردهاي روانشناسانه
را جدي بگيرد و براي فهم و تحليل بنيادهاي هياتهاي مذهبي از آن استفاده
كند.اگر فصل اول و دوم كتاب جابهجا ميشد بيشتر احساس ميكرديم با يك كار
جامعهشناسي روبرو هستيم.
آشنا در انتها گفت: هر فصل اين كتاب ميتواند براي دانشجويان و محققان راهگشا باشد.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 17:25 توسط رهنما
|
كتاب «جريانشناسي انتقادي عرفانهاي نوظهور»به قلم حجتالاسلام حميدرضا مظاهريسيف منتشر شد.

به گزارش خبرنگا باشگاه خبري فارس «توانا» نويسنده در بخش اول كه سه فصل كتاب را شامل ميشود افكار "ساي بابا"، "وين داير" ،" كريشنا مورتي"،"مرلين منسون"، "دالايي لاما" را نقد و بررسي تطبيقي شش مكتب عرفاني شمينيسم ، تائوئيسم ، بوديسم ، هندوئيسم ، عرفان مسيحي و عرفان اسلامي را به خواننده ارائه ميدهد.
حميدرضا مظاهري سيف در بخش دوم كتاب معنويت گرايي پست مدرن را مورد توجه قرار داده است و به نقد عرفان "تي.ام" ، انديشه "اوشو" ، افسانه معنويت"پائولو كوئيلو"، عرفان "فالون دافا" و عرفان "سرخ پوستي "پرداخته است.
در بخشي از اين كتاب ميخوانيم:
توسعه ابعاد مادي زندگي در جوامع مدرن نتوانسته است از ميزان احساس نياز ريشه دار و هميشگي انسان زمانه ما به معنويت خواهي بكاهد.اكنون پس از سالها غفلت از اين نياز فطري،مدتي است كه به اقتضاي بازار گرم تقاضاي معنويت جويي،عرضه اين متاع نيز رو به فزوني گذارده،به گونه اي كه بازار جهاني فرهنگ، امروزه براي ذائقه تنوع خواه و سليقه هاي رنگارنگ انسان دوره ما، نسخه هاي متنوع و جذابي مي پيچد تا رضايت مشتريان را هر چه بيشتر حاصل آورد.
در اين تحقيق سعي شده در گام اول ، نظام فكري و پيام عمده جريانهاي عرفاني جمع بندي شود و در گام دوم، نقاط غير قابل دفاع در مباني يا نتايج سوء فردي و اجتماعي آموزه هاي آنان براي مخاطب تبيين گردد.
ين كتاب در دو بخش و هشت فصل به جريان شناسي عرفانهاي نوظهور ميپردازد.
كتاب "جريان شناسي انتقادي عرفان هاي نوظهور" را انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي در شمارگان 2000 نسخه با قيمت 40000 ريال در پائيز 1378 منتشر كرده است
+
نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 18:13 توسط رهنما
|