«اعتكاف» يكي از رويشهاي انقلابي است
خبرگزاري فارس: پديده اعتكاف يكي از رويشهاى انقلابي است. ما اول انقلاب اين چيزها را نداشتيم.
به
گزارش خبرگزاري فارس مقام معظم رهبري در سخنان متعددي، جوانان را به
معنويت فرا ميخوانند و تهذيب نفس را در كنار ديگر امور امري ضروري
ميدانند. به مناسبت ايام رجبيه گلچيني از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي
پيرامون «اعتكاف» تقديم ميشود كه در پايگاه اينترنتي معظم له قابل مشاهده
است.
* اعتكاف، نشانه جهتگيري صحيح ماست
در ايام اعتكاف در ماه مبارك رجب، در بسياري از مساجد سراسر كشور،
جوانان ما، زنان و مردان از قشرها و سنين مختلف، رفتند و در مسجد ماندند؛
سه روز روزه گرفتند و با خدا مأنوس شدند. بعد از آن هم با گريه و اشك و
آه، مسجد را وداع گفتند و بيرون آمدند، تا براي سال آينده آماده شوند.
عزيزان من! اين براي يك جامعه، علامت خوبي است. "الّذينَ إنْ مَكّنّا هُمْ
فِيالأرْضِ أقامُوا الصّلوةَ " علامت يك حكومت الهي، علامت يك حركت صحيح
و داراي جهتگيري صحيح است. اين را جدّي بگيريد و تقويت كنيد.
ديدار طلاب و مردم قم به مناسبت 19 دي ماه 19/10/1375
----------------------------------------------------------------
* بهترين جوانان، آنهايي هستند كه صاحب فكر و با انديشه باشند
همين دانشگاه تهران ما، همين مسجد دانشگاه، شاهد عبادت و راز و نياز و
نماز جماعت و اعتكاف و روزهداري برجستهترين جوانان اين مملكت است.
بهترين جوانان هر كشور، جواناني هستند كه صاحب فكر و با انديشه باشند.
قاعدتاً و غالباً در ميان دانشجويان، اينطور كساني به صورت وافر پيدا
ميشوند؛ البته در بين غير دانشجويان هم اينطور جوانان خوب هستند، ولي در
زمان قديم ـ زماني ما كه جوان بوديم ـ در ميان دانشجويان، در دانشگاه
تهران و بعضي دانشگاههاي ديگر و در همه ايران، شايد هزار نفر اعتكاف
نميكردند. در قم كه مركز دين و عبادت بود، شايد چند صد نفر طلبه اعتكاف
ميكردند. معمول نبود؛ مردم دور بودند.
خطبههاي نماز جمعه تهران 12/10/1376
--------------------------------------------
* رجب، ماه خودسازي است
رجب، ماه صفا دادن به دل و طراوت بخشيدن به جان است؛ ماه توسل، خشوع،
ذكر، توبه، خودسازي و پرداختن به زنگارهاي دل و زدودن سياهيها و تلخيها
از جان است. دعاي ماه رجب، اعتكاف ماه رجب، نماز ماه رجب، همه وسيلهاي
است براي اين كه ما بتوانيم دل و جان خود را صفا و طراوتي ببخشيم؛
سياهيها، تاريكيها و گرفتاريها را از خود دور كنيم و خودمان را روشن
سازيم. اين فرصت بزرگي است براي ما؛ بهخصوص براي كساني كه توفيق پيدا
ميكنند در اين ايام اعتكاف كنند.
خطبههاي نماز جمعه تهران 28/5/1384
-------------------------------------------
* اعتكاف يكي از رويشهاي انقلابي است
خوشا به حالتان معتكفين عزيز. پديده اعتكاف يكي از رويشهاي انقلابي
است. ما اول انقلاب اين چيزها را نداشتيم. اعتكاف هميشه بود. زمان جواني
ما وقتي ايام ماه رجب فرا ميرسيد، در مسجد امام قم ـ آنهم فقط قم؛ در
مشهد من اصلاً اعتكاف نديده بودم ـ شايد 50 نفر، 100 نفر فقط طلبه اعتكاف
ميكردند. اين پديده عمومي؛ اين كه دهها هزار نفر در مراسم اعتكاف شركت
كنند، آن هم اغلب جوان، جزو رويشهاي انقلاب است. من يك وقت عرض كردم كه
انقلاب ما ريزش دارد، اما رويش هم دارد؛ رويشها بر ريزشها غلبه دارند.
پس خوشا به حالتان معتكفين عزيز!
-------------------------------------------
خطبههاي نماز جمعه تهران 28/5/1384
توصيه آيتالله خامنهاي به معتكفين
* توصيه من اين است كه در اين سه روزي كه شما در مسجد هستيد، تمرين
مراقبت از خود بكنيد. حرف كه ميزنيد، غذا كه ميخوريد، معاشرت كه
ميكنيد، كتاب كه ميخوانيد، فكر كه ميكنيد، نقشه كه براي آينده ميكشيد،
در همه اين چيزها مراقب باشيد رضاي الهي و خواست الهي را بر هواي نفستان
مقدم بداريد؛ تسليم هواي نفس نشويد. تمرين اين چيزها در اين سه روز
ميتواند درسي باشد براي خود آن عزيزان و براي ماها كه اينجا نشستهايم و
با غبطه نگاه ميكنيم به حال جوانان عزيزمان كه در حال اعتكاف هستند. با
عملِ خودتان به ما هم ياد بدهيد.
خطبههاي نماز جمعه تهران 28/5/1384
-------------------------------------------
* اين حركت در دنيا نظير ندارد
هيچ وقت در اين كشور در طول سالهاي گذشته، از دوران جواني و نوجواني
ما به ياد نداريم كه در ماه رمضان، در مساجد كشور يا در مسجد گوهرشاد
مشهد، مردم بيايند اعتكاف بكنند. در ايامالبيض سه روزِ متعارف ماه رجب يا
ماه شعبان، ما تعداد معدودي در قم ديده بوديم كه اعتكاف ميكردند؛ آن هم
غالباً طلبهها. در غير آن معمول نبود. امروز در ايام اعتكاف، دانشگاهها
و مساجد و سرتاسر كشور و مساجد جامع، مملو از معتكفين است؛ علاوه بر آن،
در دهه آخر ماه رمضان، جمعيت عظيمي مشغول اعتكاف بودند. چه كساني؟
پيرمردها؟ پيرزنها؟ نه، همين جوانها، جوانترينها. اين ديگر در دنيا
نظير ندارد. اين نسل جوان امروز ماست. امروز گرايش به دين و ارزشهاي
انقلابي، وجه غالب جامعه است.
ديدار مردم گرمسار 21/8/1385
+
نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 19:54 توسط رهنما
|
امروز که بعد از برگزاری انتخابات و حوادث تاسف بار بعد از آن که منجر به کشته شدن جمعی از هموطنانم و رسیدن آسیبهای فراوان به مردم و شهر شد حالی برای وبلاگنویسی پیدا کردم با خود گفتم آخر از چه چیزی بنویسم؟!
از شبی بنویسم که روز راهپیمایی سراسری هواداران نامزد ناکام بود که در آخرش آن فاجعه خونبار رخ داد:هفت کشته و صدها زخمی ثمره قانونگریزی آقایان شد.بیاغراق آن شب به قدری حالم خراب بود که در مواجهه با همسر عزیزم دل و دماغی نداشتم که باعث ناراحتی اش نیز شدم تا جایی که ......
یا از جمعهای بگویم که به اتفاق دوستان به نماز جمعه رفتیم تا رایحهای از سخنان ولیمان روحمان را جلا بدهد که البته داد؛ اما باز هم حوادث روز شنبه نشان داد که جماعتی فقط برای نفس خویش افساری ندوختهاند تا هر طرف که میخواهد ببرندشان ؛از بی بی سی فارسی گرفته تا صدای امریکا،گروهک منافقین و اتحادیه اروپا و دیگر ناکسانی که منتظرند خدشهای بر اقتدار این نظام وارد شود اما هیهات که این جماعت لاشخور نمی دانند که از این حوادث سختتر تنها باعث استحکام بیشتر این نظام میشود و البته ریزشهایی را نیز باعث می شود که آن نیز به تقویت نظام کمک می کند.
پانوشت:سخنان مقام معظم رهبری در سال 75 که نشان دهنده نقش خواص در جامعه است:
«خواص» چه كسانى هستند؟ آيا قشر خاصى هستند؟ جواب، منفى است. زيرا در بين «خواص»، كنار افراد با سواد، آدمهاى بىسواد هم هستند. گاهى كسى بىسواد است؛ اما جزو خواص است. يعنى مىفهمد چه كار مىكند. از روى تصميمگيرى و تشخيص عمل مىكند؛ ولو درس نخوانده، مدرسه نرفته، مدرك ندارد و لباس روحانى نپوشيده است. بههرحال، نسبت به قضايا از فهم برخوردار است.
در دوران پيش از پيروزى انقلاب، بنده در ايرانشهر تبعيد بودم. در يكى از شهرهاى همجوار، چند نفر آشنا داشتيم كه يكى از آنها راننده بود، يكى شغل آزاد داشت و بالاخره، اهل فرهنگ و معرفت، به معناى خاص كلمه نبودند. به حسب ظاهر، به آنها «عامى» اطلاق مىشد. با اين حال جزو «خواص» بودند. آنها مرتب براى ديدن ما به ايرانشهر مىآمدند و از قضاياى مذاكرات خود با روحانى شهرشان مىگفتند. روحانى شهرشان هم آدم خوبى بود؛ منتها جزو «عوام»بود. ملاحظه مىكنيد! رانندهى كمپرسى جزو «خواص»، ولى روحانى و پيشنماز محترم جزو «عوام»! مثلا آن روحانى مىگفت: «چرا وقتى اسم پيغمبر مىآيد يك صلوات مىفرستيد، ولى اسم «آقا» كه مىآيد، سه صلوات مىفرستيد؟!» نمىفهميد. راننده به او جواب مىداد: «روزى كه ديگر مبارزهاى نداشته باشيم؛ اسلام بر همه جا فائق شود؛ انقلاب پيروز شود؛ ما نه تنها سه صلوات، كه يك صلوات هم نمىفرستيم! امروز اين سه صلوات، مبارزه است!» راننده مىفهميد، روحانى نمىفهميد!
«خواص»، طبعا دو جبههاند: خواص جبههى حق و خواص جبههى باطل. عدهاى اهل فكر و فرهنگ و معرفتند و براى جبههى حق كار مىكنند. فهميدهاند حق با كدام جبهه است. حق را شناختهاند و براساس تشخيص خود، براى آن، كار و حركت مىكنند.اينها يك دستهاند. يك دسته هم نقطهى مقابل حق و ضد حقند. اگر باز به صدر اسلام برگرديم، بايد اين طور بگوييم كه «عدهاى اصحاب اميرالمؤمنين و امام حسين، عليهما السلام هستند و طرفدار بنىهاشمند. عدهاى ديگر هم اصحاب معاويه و طرفدار بنىاميهاند.» بين طرفداران بنىاميه هم، افراد با فكر، عاقل و زرنگ بودند. آنها هم جزو خواصند.و اما گروه خواص. در گروه خواص، بايد ببينيم جزو خواص طرفدار حقيم، يا از جملهى خواص طرفدار باطل محسوب مىشويم. اينجا قضيه براى ما روشن است. خواص جامعهى ما، جزو خواص طرفدار حقند و در اين ترديدى نيست. زيرا به قرآن، به سنت، به عترت، به راه خدا و به ارزشهاى اسلامى دعوت مىكنند. امروز، جمهورى اسلامى برخوردار از خواص طرفدار حق است. پس، خواص طرفدار باطل، حسابشان جداست و فعلا به آنها كارى نداريم. به سراغ خواص طرفدار حق مىرويم.
همهى دشوارى قضيه، از اينجا به بعد است. عزيزان من! خواص طرفدار حق، دو نوعند. يك نوع كسانى هستند كه در مقابله با دنيا، زندگى، مقام، شهوت، پول، لذت، راحت، نام و همهى متاعهاى خوب قرار دارند. اينهايى كه ذكر كرديم، همه از متاعهاى خوب است. همهاش جزو زيباييهاى زندگى است. «متاع الحياة الدنيا.»(75) «متاع»، يعنى «بهره». اينها بهرههاى زندگى دنيوى است. در قرآنكه مىفرمايد «متاع الحياة الدنيا»، معنايش اين نيست كه اين متاع، بد است؛ نه. متاع است و خدا براى شما آفريده است. منتها اگر در مقابل اين متاعها و بهرههاى زندگى، خداى ناخواسته آن قدر مجذوب شديد كه وقتى پاى تكليف سخت به ميان آمد، نتوانستيد دست برداريد، واويلاست! اگر ضمن بهره بردن از متاعهاى دنيوى، آنجا كه پاى امتحان سخت پيش مىآيد، مىتوانيد از آن متاعها به راحتى دست برداريد، آن وقت حساب است.
مىبينيد كه حتى خواص طرفدار حق هم به دو قسم تقسيم مىشوند. اين مسائل، دقت و مطالعه لازم دارد. بر حسب اتفاق نمىشود جامعه، نظام و انقلاب را بيمه كرد. بايد به مطالعه و دقت و فكر پرداخت. اگر در جامعهاى، آن نوع خوب خواص طرفدار حق؛ يعنى كسانى كه مىتوانند در صورت لزوم از متاع دنيوى دست بردارند، در اكثريت باشند، هيچ وقت جامعهى اسلامى به سرنوشت جامعهى دوران امام حسين عليهالسلام مبتلا نخواهد شد و مطمئنا تا ابد بيمه است. اما اگر قضيه به عكس شد و نوع ديگر خواص طرفدار حق - دل سپردگان به متاع دنيا. آنان كه حق شناسند، ولى درعينحال مقابل متاع دنيا، پايشان مىلرزد - در اكثريت بودند، وامصيبتاست!
آرى! وقتى خواص طرفدار حق، يا اكثريت قاطعشان، در يك جامعه، چنان تغيير ماهيت مىدهند كه فقط دنياى خودشان برايشان اهميت پيدا مىكند؛ وقتى از ترس جان، از ترس تحليل و تقليل مال، از ترس حذف مقام و پست، از ترس منفور شدن و از ترس تنها ماندن، حاضر مىشوند حاكميت باطل را قبول كنند و در مقابل باطل نمىايستند و از حق طرفدارى نمىكنند و جانشان را به خطر نمىاندازند؛ آن گاه در جهان اسلام فاجعه با شهادت حسينبنعلى عليهالسلام - با آن وضع - آغاز مىشود. حكومت به بنىاميه و شاخهى «مروانى» و بعد به بنىعباس و آخرش هم به سلسلهى سلاطين در دنياى اسلام، تا امروز مىرسد!
خواص! خواص! طبقهى خواص...! عزيزان من! ببينيد شما جزو كدام دستهايد؟ اگر جزو خواصيد - كه البته هستيد - پس حواستان جمع باشد. عرض ما فقط اين است. البته مطلبى كه دربارهى آن صحبت كرديم، خلاصهاى از كل بود. در دو بخش بايد روى اين مطلب كار شود: يكى بخش تاريخى قضيه است؛ كه اگر وقت داشتم خودم مىكردم. متأسفانه براى پرداختن به اين مقولات، وقتى برايم نمىماند. به هر صورت، علاقهمندان كاردان بايد بگردند و نمونههايى را كه در تاريخ فراوان است، بيابند و ذكر كنند كه كجاها خواص بايستى عمل مىكردند و نكردند؟ اسم اين خواص چيست؟ چه كسانى هستند؟ البته اگر مجال بود و خودم و شما خسته نمىشديد، ممكن بود ساعتى در زمينهى همين موضوعات و اشخاصش برايتان صحبت كنم؛ چون در ذهنم هست.
(بيانات در جمع فرماندهان لشكر 27 محمد رسولالله(ص) 20/03/1375 )
+
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 19:44 توسط رهنما
|